نویسنده و کارگردان: ساموئل بنشتری. موسیقی: دیمیتری تیکووی. مدیر فیلمبرداری: پی یر آیم. تدوین: سوفی رن. ‏طراح صحنه: نیکولا فائور. بازیگران: آنا موگلیالی[سوزی]، ادوار بیر[جینو]، ژان روشفور[ژان]، لوران ‏ترزیف[امیل]، ژان پی یر کالفون[مکس]، والنتینو ونانتینی[جو]، روژه دوما[پی یرو-شاهزاده]، بولی لانر[لئون]، سلما ‏ال مئئیسی[مالوری استون]، آلن باشون[به نقش خودش]، آرنو[به نقش خودش]. ۱۱۳ دقیقه. محصول ۲۰۰۷ فرانسه. نام ‏دیگر: ‏I Always Wanted to Be a Gangster‏. برنده جایزه فیلنامه سینمای جهان و نامزد جایزه داوران از ‏جشنواره سندنس، برنده جایزه تماشاگران و نامزد نشان افتخار جشنواره ترانسیلوانیا. ‏
جینو وارد کافه تریایی کنار جاده می شود. هدف او سرقت مسلحانه است، اما دو اشکال کوچک سر راه این کار قرار ‏دارد: اول اینکه جینو مسلح نیست و دوم حضور دختری پشت بار که به لطایف الحیل مانع از کار او می شود. ‏
لئون و پل دو آدم ربای غیر حرفه ای بعد از دزدیدن دختری نوجوان-مالوری- قصد دارند تا وی را در ازای پولی ‏هنگفتی به خانواده اش بازگردانند. اما دو اشکال بر سر راه آنها قرار دارد: کنار آمدن با مالوری که قصد خودکشی ‏دارد، راحت نیست و والدین وی نیز تمایل به بازگشت او ندارند. ‏
باشون و آرنو، دو آوازخوان به شکل تصادفی در کافه تریا ملاقات کرده و درباره آوازها و زن هایی که از همدیگر به ‏سرقت برده اند، صحبت می کنند.‏‎ ‎و همزمان چهار دزد پا به سن گذشته بعد از بیرون آوردن مخفیانه همکار پنجم خود ‏از بیمارستان، در کافه تریا رفته و سرگرم بحث روی آخرین کار خود هستند…‏

چرا باید دید؟
ساموئل بنشتری ۳۵ ساله که به دلیل طرفداری اش از لیونل ژوسپن در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۲ و سگولن ‏روایان در ۲۰۰۷ شهرت دارد با ساختن فیلم کوتاه آغاز کرده، اما شخصاً از طریق این فیلم بود که -مانند خیلی ها- با ‏وی آشنا شدم. یک استعداد تازه در سینمای امروز فرانسه که می تواند میراث موج نو را به شکلی شایسته به دوش ‏بکشد.
‏فیلم که با بودجه ای نزدیک به ۳ میلیون یورو به طریقه سیاه و سفید ساخته شده، واجد حس طنز سیاه و پیرنگی همچون ‏قصه های عامه پسند تارانتینو است. اما به شما اطمینان می دهم شباهت ها به همین جا ختم می شود. آنچه بعد از آن به ‏چشمم می خورد ارادت وی به ادبیات-مانند آدم های اپیزود دوم که یادآور قصه ای از اوهنری هستند- و سینمای ‏کلاسیک آمریکا-نام اپیزودها(درو باریمور باعث می شود به یک همبرگر فکر کنید) و عکس های داخل کافه تریا و..- ‏و سینمای کشورش است. سر زندگی و طراواتی که در فیلم و اپیزودهای آن جاری است خشونت در نزدیکی شما اتفاق ‏افتاد-یکی از منابع اصلی اقتباس سینمای فوق خشن آمریکا و تارانتینو و استون که عامدانه نامی از آن برده نمی شود- ‏را ندارد و بر عکس از طنز سیاه و تلخ یک روز سرشار[ترن تینیان/برادر زن بنشتری] آکنده است.
‏اما برخی اپیزودها نسبت به بقیه از ساخت بهتری برخوردار هستند –از جمله اولی و آخری- و یادآور کارهای ‏کوریسماکی و اینکه همه ما دوست داریم کمی قانون شکنی کنیم. همه ما می خواهیم گنگستر باشیم، دزدی کنیم و اینکه ‏دزدی چقدر هیجان بخش است. ولی مثل همه شخصیت های این فیلم خلافکارهای بی دست و پایی بیش نیستیم که یک ‏چیز را همیشه فراموش می کنیم: زنجیره حوادث و احتمالات!‏
اگر مدت هاست کمدی جذابی از سینمای فرانسه ندیده اید، همیشه دلم می خواست گنگستر باشم فیلم این هفته شماست! ‏
ژانر: کمدی، درام. ‏ ‏