متولد 21 خرداد 1356 (سال مار) تهران است. دوران كودكی‌اش را در محله‌ی تهران پارس گذراند و بعد هم در خیابان جامی و زعفرانیه زندگی كرده و می‌كند. تحصیلاتش در زمینه‌ی بازیگری نیست و دانشگاه هم نرفته، اما چهار سال دوره‌ی تدوین را در موسسه‌ی غیر انتفاعی حنانه، زیر نظر مجید میر فخرایی گذرانده است.
با ورودش به عرصه‌ی بازیگری چهره‌ی او همه را به یاد گوگوش خواننده و بازیگران قبل از انقلاب می‌انداخت.
در دوران مدرسه بچه‌ی شر و شوری بود و بسیار شیطنت می‌كرد. آنموقع چون عاشق خوراكی بود همیشه دوست داشت بوفه‌دار شود.
یك بار شیطنت‌های او از حد و مرز گذشت و از طبقه‌ی سوم مدرسه با خاك آنداز آشغال‌ها را روی سر معلمش ریخت! و بالآخره با تعهد پدرش به مدرسه بازگشت.
از همان سال‌های كودكی عاشق فیلم‌های انیمیشن و كارتون بود و به قول خودش یكی از بهترین تفریحاتش همین تماشای كارتون است. آن دوران وقتی كارتون سیندرلا را می‌دید با تمام وجود لذت می‌برد. از كارتون‌های زیادی خوشش می‌آید من جمله: پلنگ صورتی، صد و یك سگ خالدار، مورچه و مورچه‌خوار، بامزی، بارپاپا عوض می‌شود، خانواده‌ی دكتر ارنست، هاچ زنبور عسل، جودی ابوت و سندباد.
برای بازی در فیلم سینمایی "دوستان" 300 هزار تومان دست مزد گرفت.
منفورترین آدم دنیا را هیتلر می‌داند. در دوران كودكی دوست داشت وقتی بزرگ شد راننده‌ی كامیون شود. از همان دوران عاشق كارهای مهیج، سخت و پر تحرك بود و اصلا دوست نداشت دكتر و مهندس شود...



از خرج كردن پول لذت می‌برد، چه برای خودش و چه برای دیگران و با خساست میانه‌ای ندارد. از مكانیكی ماشین‌هم خوشش می‌آید.
دیپلم علوم تجربی دارد. سال 78 در دو فیلم "دوستان" و "شور عشق" بازی كرد. كه در شور عشق با "بهرام رادان" ستاره‌ی سینمای ایران در سال 1386 یعنی امسال هم‌بازی بود.
با بازی جذاب و متفاوتش در فیلم سالاد فصل به كارگردانی فریدون جیرانی تغییر چهره داد و سیمایی متفاوت از خود و بازیگری‌اش ارائه كرد. سال 83 سه فیلم پر فروش روی پرده داشت. همیشه سعی می‌كند از شكست‌ها چیزهای زیادی یاد بگیرد. برای بازی در فیلم "سالاد فصل" محمد رضا شریفی‌نیا او را به جیرانی معرفی كرد. زیاد فیلم می‌بیند و تمام تمركزش روی بازیگری است. و به كارگردانی فكر نمی‌كند. ذهنیتش در مورد بازیگری مطالعه، تجربه و دیدن فیلم است. خودش در یك مصاحبه گفته است كه از تهمینه‌ی میلانی یاد گرفتم كه باید با كودك درون به صلح رسید، به او محبت كرد و او را مورد نوازش قرار داد. عاشق بازی در فیلم‌های مهیج، ترسناك و پیچیده است. پدرش 3 - 4 سال پیش به رحمت خدا رفت. بسیار خونگرم و همدم و همراه دوستان و اطرافیان است. آدم متوقعی نیست. به محبت كردن عشق می‌ورزد. بسیار پر انرژی ، خوش قول و به شدت دوستار خانواده است. با كینه اصلا میانه‌ای ندارد. زندگی‌اش فقط از راه بازیگری می‌گذرد. عاشق تزیینات منزل است و هر از گاهی دكور منزل را تغیر می‌دهد. و فضای جدیدی به وجود می‌آورد. بازی‌های كامپیوتری را دوست دارد.
فیلم شور عشق كه منتقدان در آن سال زرشك زرین بددترین فیلم را به آن دادند، دو بازیگر به سینمای ایران معرفی كرد كه الآن هر كدام به تنهایی می‌توانند فروش یك فیلم را تضمین كنند: "مهناز افشار" و "بهرام رادان".
دوست دارد كاری كه می‌كند دیده شود. می‌گوید: ( در زمان بازی در فیلم سالاد فصل از لطف شریفی‌نیا و لیلا حاتمی برخوردار بودم.)
در فیلم سینمایی آتش بس بهتر و بیشتر دیده شد. وقتی كم‌حوصلگی به سراغش می‌آید كمی تا قسمتی بدقول می‌شود. اگر كسی به او محبت كند به هیچ وجه از یادش نمی‌رود و اگر نتواند جبران كند سعی می‌كند از او سپاسگذاری كند.
معتقد از حفظ موقعیت مهم‌تر از رسیدن به آن است. فضانوردی و كار در معدن را دوست دارد. در هیچ شرایطی دوست ندارد دل كسی را بشكند و یكی از آرزوهایش این است كه هیچ آدمی دل كسی را نشكند. از قتل و جنایت می‌ترسد و با شنیدن خبر قتل و جنایت حالش دگرگون می‌شود.
همه از بازیش در فیلم سالاد فصل و آتش بس تعریف كردند. در جشنواره‌ی چند سال پیش حقش بود بابت بازی در فیلم سالاد فصل جایزه و سیمرغ بگیرد، اما داوران او را ناددیده گرفتند .